۱۳۹۱/۱۰/۲۶ - ۱۲:۴۲
شب مهمانی مامان

جشنی که شبه‌روشنفکران به خود جایزه دادند

برخی مدعوین جشن اخیر سینما خود را صاحب کرسی و نماینده بدون چون و چرای روشنفکری غربی می‌دانند، همه تلاش‌شان را به کار گرفتند تا خود را عنقای آسمان فیلمسازی و هنر ایران تصویرکنند.

جشنی که شبه‌روشنفکران به خود جایزه دادند
به گزارش گروه وبگردی «سراج24»؛ ششمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینما یک‌شنبه شب (24 دی‌ماه) با حضور برخی از اهالی سینما، منتقدان و نویسندگان در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. این مراسم در سال‌های گذشته با نقش‌آفرینی خانه سینما برپا می‌شد که با توجه به منحل و تعطیل شدن این خانه، جشن امسال بنا بر قول علی علایی، رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی و دبیر ششمین جشن این انجمن گفته است: «جشن امسال ما به طور خصوصی برگزار شده است. من نام این جشن را «مهمان مامان» برگرفته از فیلم مهرجویی گذاشتم، زیرا همه دست‌اندرکاران جشن، آنچه که در توانشان بود در میان گذاشتند تا این مراسم برگزار شود و هم دور هم جمع هستیم.» اما نکاتی که مورد نظر و اشاره این قلم است، مرکز هزینه یا افراد یاریگر برای این مراسم نیست بلکه بانگ «من فکر می‌کنم پس هستم!» و ذکر آرزوهای تعجب برانگیز برخی از سخنرانان و تقدیر‌شدگان این جشن است. در این شب که ظاهراً به تلافی و جبران عقده‌های جایزه نگرفته برخی افراد «خود بنیاد» و متوهم در جشنواره‌های رسمی کشور برپا شده بود، برخی از فیلمسازان مسئله‌دار سعی کردند خودشان را بی‌نیاز از تقدیر و جایزه نشان بدهند؛ هر چند سخنانشان گویای وجود درد و سوزش‌هایی چند ساله بود. در این شب که برخی از مدعوین آن خودشان را صاحب کرسی و نماینده بدون چون و چرای روشنفکری غربی می‌دانند، همه مساعی و تلاش‌شان را به کار گرفتند تا خودشان را عنقای آسمان فیلمسازی و هنر ایران زمین تصویر و جلوه کنند! علایی، دبیر این جشن در بخشی از این گلریزان روشنفکری برای همپالگی‌هایش گفته است: «شورای مرکزی انجمن منتقدان تصمیم گرفت داوری این دوره را بر اساس روش رایج منتقدان کشورهای صاحب سینما به شیوه آکادمی انجام دهد. در این شیوه کمیت و کیفیت را مدنظر قرار دادیم.» این نمایش و عنوان‌سازی برای نشان دادن سطح نگرش انتلکتوئلیته خودشان قطعاً در مقام جبران برخی ناکامی‌های اعوان و یاران هم ایشان در جشنواره‌های موجه بین‌المللی کشورمان مانند جشنواره فجر است که کمتر کسی از منتخبین آکادمیک جشن ایشان توانسته است در آن حرفی برای گفتن داشته باشد، چه رسد به گرفتن سیمرغ!‌ هر چند جناب علایی به شکلی جالب سطح اصلی این گردهمایی را در حد یک «مهمانی مامانی!» معرفی می‌کند. هر چند این اعتراف توسط دبیر جشن مامان! اعلام می‌شود اما نکاتی دیگر برای بهتر نشان دادن پشت پرده و خواهش‌های برگزارکنندگانش قابل تذکار است. در بخش دیگری که تورج اصلانی دیپلم افتخار بخش فیلمبرداری را دریافت کرده، گفته است: «خوشحالم امروز کسانی که تهدید به مرگ شده بودند، اینجا بین ما زنده هستند! کاهانی و جیرانی. از اینکه این روز‌ها به سینمای ایران توهین می‌شود، خوشحال نیستم. همه به خود اجازه می‌دهند به این سینما بی‌احترامی کنند. به همین جهت من سر دوراهی هستم، ولی من با این شرایط، جانی برای ادامه دادن کار ندارم.» این تازه دیپلم گرفته مشخص نمی‌کند که چه کسانی و به چه دلیلی این دو نفر را شایسته مرگ تشخیص داده‌اند! از طرفی آقای اصلانی بهتر است منت بر سر سینمای این کشور بگذارند و به لطف همین کم جانی‌شان دست از سر سینمای یتیم ایران که هزاران پدر مدعی دارد، بردارند!. اما شاه بیت اصلی این محفل مامانی را مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی سروده‌اند. مسعود کیمیایی پس از آمدن روی سن حاضر درباره پرویز دوایی گفته است: «شناخت من از دوایی به خیلی سال پیش برمی‌گردد. من از پرویز دوایی یاد گرفتم. او صاحب یک سینما است. او از قهرمان‌های متقلب که بعد از دهه 50 سینما ظهور پیدا کردند، متنفر است؛ قهرمانانی که کپی قهرمانان سال‌های قبل سینما هستند که البته این اتفاق در شعر و ادبیات هم افتاده است. دوایی، سینمای دکمه و کلید را دوست ندارد. او معتقد است با دکمه نمی‌شود به سینما خلاقیت اضافه کرد. او سینمای دهه 40 و 50 را دوست دارد.» البته باید به این آقای جامانده در عصر داش‌آکل‌ها و فیلمفارسی‌های عهد عتیق گفت که شاید شما و دوستانتان دچار فراموشی و آلزایمر شده‌اید اما از قبله‌گاه‌های غربی‌تان بپرسید تا برایتان تعریف کنند که چطور نوجوانان 16 ساله (قهرمان نه، بلکه پهلوان) این سرزمین چطور در عملیات والفجر 8، مرصاد و خیبر و.‌.‌. روزگار کماندوهای گردن کلفت بعثی و یانکی را به شب دیجور و سیاه متملقان امروزشان تبدیل کرده بودند. البته آقای کیمیایی شما راست می‌گویید؛ چراکه قهرمانان شما و دوستانتان در قمارخانه‌ها و عشرتکده‌های دهه 40 و 50 زیر خروارها کثافت و پلشتی مدفون شده‌اند؛ قهرمانان و پهلوانان بعد از دهه 50 افتخار امروز و فردای ایرانیان وطن‌پرست هستند! ناصر تقوایی در بخش دیگری از این نمایش گفته است: «هیچ کس مانع فیلم ساختن من نیست. اگر روزی بخواهم از کسی اجازه بگیرم، دیگر فیلم نمی‌سازم!» می‌خواستم از همین راه دور و به وسیله این نوشته از آقای تقوایی خواهش کنم که جنابشان لطف کنند کلاً به زحمت نیفتاده و فیلم نسازند! ضمناً بگویند در کدام یک از کشورهای مورد‌علاقه ایشان می‌توان بدون مجوز فیلم ساخت که گمان کرده‌اند در ایران می‌شود چنین کاری انجام داد! نکند شما هم مثل دیگر دوستانتان هنوز در کافه جاهل‌های دروازه غار صد سال پیش طی طریق می‌کنید؟
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••